دوستان جان دنیای اطراف ما دنیایی پر رمز راز است که به این سادگی کشف شدنی نیست!

من می توانم به جرات از طرف همه شما گواهی بدهم که منظور ما خوردن گوشت شکار نیست،یا خدای ناکرده قصد ما بی جان کردن یک حیوان زبان بسته نیست
این روزها دوران غار نشینی نیست که کسی برای سیر کردن شکمش بکشد تا زنده بماند
پرواضح است که این رسم دیرینه با گذر ایام رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و به یک ورزش سالم و ماجراجویی جالب در آمده
پس از پایان دوران کشتاربرای خورد و خوراک رفته رفته این ورزش شکار به دار و دسته درباریان وسلاطین راه یافت.
و بیشتر خانواده متمولین و ثروتمندان و عده ای محدودی از جامعه به این کار روی می آوردند.
یعنی به نوعی می توان گفت شکار و شکارچی بودن میراث بزرگان است که به دست ما افتاده
گاهی نیز به روال قدما ارثی و از پدر به فرزند رسیده است و کما کان ادامه دارد.
من کسانی را نیز می شناسم که ابتدا حتی نوشتن املایی اسلحه را هم بلد نبودند،و از دشت دمن غافل بودند ولی رفته رفته با رفت امد کردن و همنشینی
با شکارچیان در جرگه دوستان طبیعت دوست قرار گرفته اند و الان به اصطلاح دو آتشه شده و شفیته این ورزش وسرگرمی سالم و مفرح شده اند.
ولی همانگونه که در نوشتارهای قبل نیز خدمتتان عرض کردم شکارچی بودن تنها داشتند یک تفنگ و چند فشنگ اطلاق نمی شود.
همانطور که کوزگری نیز فوت آخری هم دارد دنیا زیبا ما شکارچیان نیز بی فن وفوت نیست!
من همیشه دلم میخواست یک کنفرانس داشتیم مثل دیوانیه(دوستان دیوانیه لفظ عربی نشینمنهای گروهی است که هنوز عربها رعایت می کنند وگاهگاهی دور هم جمع می شوند)
منت خدای عز وجل که اعلم الانسان مالم یعلم است و این دنیا مجازی انترنت را در اختیار من و شما قرار داد.
من یک انجمن دیگر نیز اداره میکنم که یکی از اعضا امضایش این است.
بار خدایا انترنت را از ما نگیر!
وقتی فکرش را می کنی می بینی واقعا چه نعمت بزرگی خدا به ما عطا کرده و این جهان بزرگ را با اراده خویش به دهکده جهانی مبدل ساخته
اینجا جا دارد در هر قدمی شکری به زبان بیاوریم.
دوستان من از یک روستای دور افتاده در این کشور عزیز با شما باب سخن گشوده ام که باورش خیلی سخت است.
ممکن است بعضی از شما فکر کنید خوش به حال درف که همیشه زندگی اش تامین است. و همه هم وغمش تفریح و شکار است.
به فرمایش حافظ من هم:
زجر هجری کشیده ام که مپرس !
من هم مثل همه شما گریبانگیر این تحولات و دست وپنجه نرم کردن با مشکلات زندگی هستم.
بارها آشیان نساخته لانۀ آرزوهایم با هر نسیمی به هم ریخته شده و دستخوش تحولات ایام گشته ام.
راحتتان کنم من ان سرگشته خارم دربیابون که هر بادی وزه پیشش دونم!
شما را هم درک میکنم درد شما درد من هم هست،من هم در این مرزو بوم زندگی میکنم ، دهه ای نمی گذرد که ده بار زندگی من وشما زیر ورو نمی شود!
ولی چه باید کرد؟
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است، راه دل خود را نتوانم که نپویم!
به عشق شما ها و کامنت های و نظرات شما دلخوشم با شادی اتان شاد و با غمتان حزین می شوم.
خلاصه دوستان زیاد به روزگار فکر نکنید، همیشه بگویید این نیز بگذرد!
همان چکمه کهنه خودمان بپوشیم و دستمال نان خشک و تفنگ غراضه امان را بر داریم و بزنیم بر صف رندان هرچه با داباد!
یا علــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
به فرموده مولای متقیان علی ع همیشه از شادی هایتان برای هم تعریف کنید
این شده سر لوحه نوشتار من شادی از آن لحظه های شماست شادی هایتان را با هم تقسیم کنید(بیاد دوستم فروغی)
من هم هیچ چشم داشتی جز یک نظر و رضایتمندی شما از شما دوستان ندارم پس حالا که همدیگر را یافتیم به سادگی از هم نگسلیم!
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لب یار دلنواز کنید
التماس دعا
اما بعد:
اگر در کوه و جنگل به شکار رفتید سعی کنید زیر درختان که ساقه ها خشک و نزدیک به شعله آتش دارند آتش درست نکنید
اتش را حتی المقدور کوچلو و بی دود بیفروزید
دوستان شکار خصوص کل و قوچ شامه قوی دارند قبل از رفتن به شکار از عطر استفاده نکنید ولباسهایتان را با صابونهای معطر نشویید.
بهترین صابون برای لباس شکار صابون هندوانه است، یا یک نوع گیاه خاص که ما به زبان محلی به آن «شنووم» می گوییم
عکسش را بعد برایتان اینجا قرا میدهم
وقتی شکار را یافتید کمی خاک از زمین بردارید و باد بکشید.و درست بر عکس وزش باد به سوی شکارتان نزدیک شوید.
در غیر اینصورت باد می زند و زحمتتان هدر می رود.
میش و قوچ کوهی همیشه به دور دست خیره می شوند و نزدیک را زیاد نمی پایند و موقع فرار به اصطلاح دست پایین تپه ها فرار می کنند نه به بالا.
کل و بز کوهی نزدیک پایی می کنند و اصلا به دور دستها خیره نمی شوند هنگام فرار به سوی قلل و رو به بالا فرار می کنند.
کبک ابتدا با راه رفتن به بالای تپه ها می رود و بعد یکباره دست پایین به ته دره شیرجه می رود.
دراج ابتدا فوری به زمین می چسبد و مثل مار سینه خیز می رود و بعد از کمی دور شدن چند متری به هوا می پرد و بعد به سمت راست یا چپ می رود.
مرغابی و غاز حتی اگر اغراق نباشد از پشت ابرها شما را می بیند حتی می تواند انچه در مغز شما خطور می کند بخواند پس خوب استتار شوید!
کفتر چایی به طرز عجیبی قیقاج می دهد و راحت بدون اینکه شما متوجه بشوید مسیر را عوض می کند و دور میشود.
کفتر با داشتن یک ماهیچه داخل چشمش که به وقت لزوم با فشار خون ذره بین می شود از فاصله دور شما را می بیند!
حیوانات شبگرد مانند سیخول و خرگوش و بعضی وقتها آهو و….با رنگ قرمز چراغ میانه خوبی دارند لامپ های نور افکن و کاسه اتومبیلتان را طبق
فرمولی که در ترفند شکار سیخول نوشته ام بپوشانید.
کل و بز کوهی معمولا در اوایل صبح به نزدیکی مخفی گاهشان می روند و در همان حوالی پرسه میزنند با اولین سر وصدا یا احساس خطر به درون غار میخزند.
ما به این مخفی گاه پشه دان می گوییم چرا که در فصل بهار از ترس پشه کوره ها و حشرات تا غروب آفتاب به اینجا پناه می برند
اگر حوالی غاری که می شناسید و قبلا دیده اید که مخفی گاهشان انجاست درنگ نکنید قیل وقال راه بندازید و سنگ پرت کنید ولی خودتان مخفی بمانید.
خب حالا وقتش است همه اشان به درون غار مخفی می شوند اطراف مخفیگاه را محاصره کنید
مواظب باشید در مسیر تیر اندازی همدیگر ننشینید کسی هول نشود و بی خبر شلیک نکند یکی به غار نزدیک شود وبا ریختن شن و سنگ ریزه
یا اتش زدن یک بوته وانداختن در دهانه غار کار تمام است حالا توچین کنید!
اگر دو نفره یا یک نفره بودید و نتوانستید شکار را از مخفی گاه بیرون بکشید در تیر رس کمین کنید و سر وصدا نکنید
سیگار نکشید و منتظر بمانید. بعد از ساعتی یواشکی از مخفی گاه بیرون می ایند البته حوصله به خرج دهید
ممکن است تا نزدیک غروب این کار طول بکشد.
اگر به مخفی گاهی نزدیک شدید و نمیدانید که حیوانی ان تو مخفی شده با دوربین دهان غار را بپایید کفترها که برای اشیان برمیگردند
به داخل غار می روندولی با سرعت بر میگردند شک نکنید جناب پازن انجاست
اگر تپه و ماهور زیاد است و ممکن است بعد از تیر خوردن حیوان چند متری بدود و از دید پنهان شود
راه چاره استفاده از گلوله های نوک پهن و سر سربی است چون گلوله ها نوک تیز و باعث می شود حیوان سریع جان ندهد و مقداری بدود و دور از چشم شما
بیفتد اگر چنین شد رد خون را دنبال کنید.اگر حیوان زخمی را دیدید مخفی شوید و با دوربین بپایید بگذارید بخوابد اگر خوابید کارش تمام است
عجله نکنید.ولی اگر سعی دارد از دره خارج شود ضمن پاییدن گام به گام تعقیبش کنید و تیر خلاص را دوباره بزنید.
اگر هنگام غروب به گله شکار بر خوردید و شب دست داد بی سر وصدا همان حوالی مخفی شوید و استراحت کنید. تا صبح شود مطمئن باشید تا
خطر احساس نکنند جا به جا نمی شوند.
یادتان باشد هنگام شلیک چه به پرنده وچه به چرنده دو دل نشوید درست سوژه را هدف بگیرید و کار را تمام کنید
اگر دو دل شدید و دایم سر تفنگ را روی این شکار وآن شکار گرفتید تیرتان خطا می رود این به تجربه ثابت شده است.
حتی اگر در فیلمهای مستند هم دیده باشید پلنگ یا شیر یا عقاب از میان انبوه اهداف یکی را نشان می کند و تا اخر هم همان شکار را تعقیب می کند
حتی بارها شده از نیم متری شکار دیگر رد می شود ولی هدفش را که زووم کرده فقط تعقیب می کند این تنها رمز موفقیت است!
التماس دعا
یا هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

کلبه شکار:ارائه دهنده فیلمهای جذاب شکار و ماهیگری همین الان کلیک کنید!
دیدگاه های تازه