دوستان جان همانطور که در پست قبل خدمتتان عرض کردم بهار آمد و خلع سلاح شدیم.
خب اشکال ندارد حالا وقتش است که به باشگاهای تیراندازی پناه ببریم.
شعری در این باره یادم امد که برایتان مینویسم:
عاشق اندر دیر رهبان است و در مسجد امام
هرکه با عشق اشناشد هیچ جا بیکار نیست
خب ماهم بیکار ننشستیم بعد از برگشتن از سیزده بدر با عبود وخلود به باشگاه تیراندازی رفتیم
یعنی همان غروب سیزده سیزده را حسابی به در کردیم عکسهایی هم برای دوستان به یادگار تهیه کردیم که با توضیح پایین همه را خواهم اورد:

نوع سلاح گلوله زنی cz 550 ساخت کشور امریکا کالیبر ۷٫۶۲

این عکس هم از زاویه دیگر گرفتم البته کمی شلوغی و عجله و یک کم هم نخواستم فکر کنند ما باشگاه نداریم و ندید پدید هستیم یا تفنگ ندیده هستیم فقط به دوستان عربم که همرا بودیم گفتم برای سایت درف میخوام کلی مشتاق داره
نمیشه عیدی براشون نبرم

دوستان اسلحه تا دلتون بخواد ریخته بود و کالیبر هم متفاوت در گوشی عرض کنم یک سری با سلاح کمری هم سیزده را به در کردیم
یعنی بعداز ابراز کارت عضویت در باشگاه فوری فشنگها را می ارند و هر کالیبری دوست داری انتخاب میکنی
حالا کالیبرها را انتخاب کنید تا بعد:

بخشش از خودتون من فن فتوگرافی ام خیلی خوب نیست ولی بالاخره دست خالی نیامدم

و این یکی را ببینید

تا یادم نرفته نمای ورودی باشگاه را بزارم اینجا:

و این دوست فلیپنی امان هم سخت مشغول زاج کاری و قنداق سازی بود گفتم مستر مستر صورتش برگرداند
گفتم فتو فتو
یک لبخند زد و ماسکش برداشت ما هم فتو کچ کردیم!

اول عکس چاکرتون درف یک راست رفتم سراغ پیستول خواستم ایرانی بازی در بیارم مثل ساعی که دستکش نپوشیده بود گوشی را نگذارم دیدم ای بابا صدای تیر سقف سرم داره بر میداره

البته راستش تو هوای باز من این گوشی را دوست ندارم ولی اینجا باشگاه توی یک سرداب بود و اینهم خودش کلاسه
مثل تو فیلمها ادا در بیاری
از شوخی که بگذریم حتما موارد ایمنی یادتون نره مثل عینک و گوشی که البته عینک برای ساچمه زنی است
این عکس پایین دوست کویتی من علی است که باز هم سلاح کمری مثل من انتخاب کرد

عکس بعدی مصعب از کویت که ایشان و احمد مثل کابوی ها رولور را انتخاب کردند

این عکس هم از دوست صمیمی ام احمد عید در حال فیلم برداری با موبایلدر باشگاه تیراندازی است

این هم دوربین نشانه روی که سایزش ومارکش هم تقریبا مشخصه

بابا من به سلاح کمری چه کار همه را پرت و پلا زدم اصلا از همون کودکی من از این نوع سلاح خوشم نمیاد این مخصوص پلیسها و نیروی های انتظامی است
من پیشنهاد میکنم اصلا به فکر این سلاح نباشید عاقبت خوشی ندارد
درضمن برای دوستانتون تعریف نکنید درف تیراندازی اش خوب نیست باورکنید اولین بارم بود با پیستول تیراندازی میکردم هدف را نگاه کنید ولی به من و کارم نخندید
همچی شاهکاری هم نیست ولی بدون سانسور عکس بعدی هم براتون میزارم اینجا
البته اختلاف فاحشی که در تصویر و تاریخ می بینید این موضوع به خاطر این است که بعد از تیراندازی هدف را باخودتون میارید که برای یادگاری نگه دارید و من هم چهارده فروردین عکس را تهیه کردم
اما گلوله زنی با سی زد ۵۵۰
اصلا از سلاح کمری خوشم نیامد و رفتیم برای گلوله زنی من و دوستم علی بیشترین کالیبر موجود را انتخاب کردیم
کالیبر که در اخر عکس می بینید:
به ترتیب ۹میلی برای پیستول و ۷-۶۲برای گلوله زنی انتخاب کردیم

تصویر میدان تیراندازی را ببینید

همانطوری که در تصویر بالا می بینید فقط روی جایگاه که ایستاده بودیم و درست بالای هدف روشنایی بود که برای منی
که همیشه در طبیعت باز شکار میکردم کمی ناخوشایند بید

عکس پایین دوستم علی هم نوع سلاح من را انتخاب کرد البته شرط بندی هم شد که من هم کم نیاوردم

عکس سلاح مشکی رنگ که اصلا من توجه نکردم چی بود ولی کالیبرش در تصویر فشنگهای بالا دومی از چپ تقریبا کالیبر کلاش بود که فقط برای عکس گرفتن لحظاتی گارد گرفتیم باهاش ولی احمد و مصعب با این سلاح تیراندازی کردند

تصویر که پایین آوردم احمد عید و با همین سلاحی که تیراندازی کرد دوستان به خاطر تراکم تصاویر فرصت توضیح کامل نشد بخشش از خودتون

اما از شیرین کاری های احمد هدفها را ببینید البته ایشان قسم داده که سه نکنی گفتم بیخیال بابا کسی نمی دونه کیه!
عکس بعدی را ببینید

خداکنه احمد سایت را نبینه البته فارسی نمیدونه :lol: لااقل بره یاد بگیره بعد بیاد میدون تیر

وحالا عکس از نشانه روی درف را ببینید فقط یکی را بیرون از مرکز زدم اینهم به خاطر هیجان بود
باز هم عکس پایین از تیراندازی درف به سبیل است که سعی کردم نزدیک ودور بگیرم تا مشخص باشه

تکرار تصویری از تیراندازی درف به سیبل از زاویه دیگر که هر سه تصویر یکی است ولی بازم گذاشتم اینجا ببینید:

و این یکی را هم ببینید

ناگفته نماند علی سبیل را کامل درست زده بود که عکس را نیاوردیم یعنی خودش نخواست
بعد از این ماجرا رفتیم سراغ سیملیتور سینمایی اهداف پرنده شبیه سازی شده با سلاح ساچمه زنی و گلوله زنی
یک پرده سینمایی درست شبیه طبیعت با برخواستن پرنده ها مختلف مثل قرقاول مرغابی و بلدرچین و جانوارانی مثل موش صحرایی و گوزن و اهو که خیلی با حال بود ولی این کجا وان کجا اصلا با طبیعت فقط تصاویرش یکی بود نه مزه اصلی
عکسها را ببینید:

این همان صحنه سینمایی است ولی متاسفانه عکس نداخته یا من ناشی بود ولی دفعات بعد یک فکری به حالش میکنیم

دوستان یک صحنه های جالبی و هیجان انگیزی بود کاملا طبیعی می نمود ولی اخرش چه میشه کرد وقتی همه کارها شده مصنوعی اینم روش به قول عربها خمس فوق خمسین

و یک تصویر دیگر از درف البته به قیافه خوش تیپ من نخندید شکار بودیم صالون ارایش که نبودیم
خب دوستان امیدوارم از این عکسها لذت برده باشید و این باشه عیدی ما برای دوستان شکارچی و بازدید کننده های
سایت درف به ویژه دوست عزیزو محبوبمان علیرضا که نوشته دانشجو هست ودلش میخواد به شکاربرود
فعلا که شکار ممنوع است و فصلش نیست این تنها راه چاره است که برای شما در بالا اوردم
منتظر خاطرات بعدی باشید امیدوارم سیزده بدرخوب از دامان طبیعت لذت برده باشید
اگر جایی توضیحی از قلم افتاده منو ببخشید اخه عکسها زیاد بود دیگه نخواستم وقتتون بگیرم
امضاء: درف
دیدگاه های تازه