به سوی بهار

کشکول درف بدون دیدگاه

سلام دوستان

کم کم فرودین از راه می رسد و تا پاییز دیگر خودمان هم باید خلع سلاح بشویم چون فصل شکار تمام شد

ولی امیدوارم از شکار و کوهنوردی و از با ما بودن در این مدت خشنود و راضی باشید

انشالله تصاویر و سوژه های جدیدی را آماده کردم که به موقع برای شما اینجا قرار خواهم داد راستی می خواستم بدونم

آیا از لود کردن و باز شدن صفحات سایت درف راضی هستید یا سنگین باز می شه؟

البته میدونم دوستانی که با انترنت عادی وصل میشن کمی مشکل داره ولی به هر حال برام جالبه بدونم دوستان از کدام شهرستان و استان ایران عزیز

به ما سر میزنند و رضایتمندی شما تا چه حدی است؟

با تشکر

به غفلت عمر شد حافظ بیا با ما به میخانه!

گلچینی از دنیای شکار و طبیعت ۷ دیدگاه

که شنگولان سرمستت بیاموزند خماری خوش

سلام میرشکار

شکار کردن نیز مانند بسیاری از رمز و رازهای زندگی باید با هوشیاری و آموزش باشد.

ولی لازم نیست شما از دانشکده افسری فارغ التحصیل شده باشید!

فقط کمی دقت و تمرکز لازم است،من احساس می کنم ما از طبیعت دور شده ایم زمانهای قدیم اینقدر مسئله پیچیده نبود همه بچه کوه و کمر و صحرا بودند ولی زندگی شهرنشینی و تمدن-

کار را کمی بر ما شکارچیان سخت تر کرد.

این مدل زندگی شهری برای دست و پنجه نرم کردن با طبیعت مستلزم آموزش است. درف گام به گام با شماست باشد که همراهان همیشگی ما باشید.

این نکات ریز را به خاطر بسپارید:

وقتی در کوههای سر به فلک کشیده به شکار می روید باید انتخابتان دقیق باشد،دوستان را خوب بشناسید و هرکس را به کاری بگماریید.

زرنگی و چابکی همراه هان مهم است ولی این دلیلی ندارد که یک که به اصطلاح خودمانی تر دست پای کمتری دارد با شما نباشد! هیچ وقت نمی توان چهار پنج نفر صیاد ورزیده را یکجا

جمع کرد ولی می توان هر کاری را به یکی سپرد.

اما انتخاب:وقتی مثلا یک پازن را دیدید فورا میرشکار باید تصمیم بگیرد نقشه را طرح کند و هرکس را به جایی بنشاند.

کسانی که تیراندازی بهتری دارند را باید در میدان دید وسیعتری و بازتری بنشانید.

معمولا کل و بز یا همان پازن دست به بالا به سوی قلل مرتفع فرار می کند.پازنها و قوچها با اولین تلنگر و احساس خطر راه را انتخاب می کنند،یعنی درست مانند هواپیما فرمان را قفل می کنند

و از قبل می دانند باید به کجا بروند.

ممکن است یک دره بزرگ چندین راه خروجی داشته باشد باید این مسیری ها را بست و منتظر ماند.

یک نفر باید دره را دور بزند و از کف دره به سوی شکار بیاید و به اصطلاح شکار را رم بدهد این شخص باید صیاد باشد و کارش را بلد باشد.

شکارچی ها باید قبلا راههای خروجی را مسدود کرده باشند و زیاد سرک نکشند.

قبلا با شخصی که می فرستید قرار داد کنید که من تا کنار فلان درخت قرار نگیرم شما خودتان را به شکار نشان ندهید.

اگر راه دور است کسانی که تن صدایشان ریز هست انتخاب نکنید این شخص به مجرد رسیدن به سوژه شروع می کند به داد و بیداد کردن که با وجود دور بودن و وزش باد شما هیچگاه

متوجه نمی شوید چه می گوید.

چاره اینکار تمرین است مثلا با ایماء و اشاره باید به شما بفهماند الان شکار کجاست هیچ لازم نیست یک دوره کامل تکاوری ببینید فقط خودتان قرار دادی این کارها را گوش زد کنید.

میرشکار چیره دست به شکار توجه ندارد فقط به کسی شکار را جرگه می کند نگاه می کند.

باز هم تاکید کنم جرگه کننده باید خم و چم کوه را بداند ممکن است از کف دره شکار با شکارچی در یک امتداد نشان داده بشود ولی یک درخت کوچک و یا یک برآمدگی کوچک

میان میدان دید شکارچی و شکار باشد.

حرکت کلاه با دست،نشست و برخاست های کوتاه، خم شدن های پی در پی به راست یا چپ رفتنهای جرگه کننده اینها در کوه مانند الفبای مورس عمل می کند باید سیگنالها را دریافت کنید.

حس های ششم و هفتم و بالاخره هرچه اسمش می گذارید باید فعال باشد جرگه کننده باید به شکارچی دایم نگاه کند اگر بین راه شکارچی فوری خودش را به زمین انداخت باید صبر کند.

و محیط اطراف شکارچی را با دوربین بکاود!

ممکن است حین حرکت و دیرو زود شدن نقشه عوض شده باشد به هر حال هوشیاری کامل همه دوستان همراه الزامی است.

دوستان باید بدانید این سیگنالها بین المللی نیست باید خودتان بسازید.مثال اگر شکارچی نیم خیز شد و نشست یعنی باید جرگه کننده بلند بشود و بایستد وخود را به سوژه نشان دهد و یا…..

بعد از تیر اندازی و پایان شکار حتما یکی قمقمه یا ظرف آب را بردارد و به مسیر شکارچی برود چون حرص و جوش و بالا و پایین رفتنها صد در صد میرشکار را تشنه می کند!

به این چند نکته نیز توجه کنید:

اسمهایتان را عوض کنید مثال: حیدر را به نام علی و حسین را به نام جعفر صدا بزنید از اسمهایی استفاده کنید که برای گفتار رساتر باشد کمی تعجب آور است ولی الزامی است.

این کار دوحسن دارد یکی که طرف مقابل تن صدا را زودتر تشخیص میدهد یکی اینکه از نظر امنیت نباید کسی بداند شما در کوه هستید این نکته خاص و سری بود ولی مجبور شدم گوش زد کنم!

در شب عربده نکشید به اسم همدیگر را صدا نکنید با اشاره حرف بزنید.

مثلا داد نزنید فشنگهایم تمام شد.

اگر کسی از خانه قرار است روز دوم برای شما غذا بیاورد باید عصر همان روز یکی از شما به چند کیلومتر به پیشوازش برود و منتظر بماند.

اینجا حتما هشیار باشید اسمش را صدا نزید و از وی نیز بخواهید از دور داد نزد و بپرسد شکار هم زده اید؟ حسین کجاست؟

کافی است بگویید بزها را پیدا کردید یا… جواب نه من فکر نمی کنم چوپان گله را تا اینجا آورده باشد.

دوستان کمی خنده دار و سخت شد ولی بعدها می دانید من چه می گویم!

برای صدا کردنهای راه دور خصوص در شب داد نزنید از تقلید صدای حیوانات مانند زوزه گرگ یا صدای شغالها استفاده کنید!

طرف اگر صیاد باشد فوری منظور شما را می داند به سمت صدا می آید و او نیز با یک زوزه جوابتان را می دهد آتش درست نکنید فندک نزنید!

مهم نیست این زوزه شبیه حرف زدن باشد مثال در ادامه و پایان بگویید بیا بیا.. ولی با همان زوزه نه با صحبت کردن!

خسته نباشید ولی با ما باشید ادامه دارد….

چه وقت و چگونه شکار کنیم و چرا؟!

گلچینی از دنیای شکار و طبیعت بدون دیدگاه

آیا تا به حال پلنگ شکار کرده اید؟

درست است پروانه شکار پلنگ و خیلی از جانواران به دلیل خطر انقراض و کمبود وجود ندارد.

حالا یک وقت زد و این جاندار زیاد شد و ما هم توانستیم قبل از شصت سالگی یک پروانه شکار بگیریم ولی!

همانطور که می دانید کسی گوشت پلنگ را نمی خورد و بیشتر به خاطر زیبایی پوستش شکار می شود.

باید خدمتتان عرض کنم پوست پلنگ به جزء در بهار یعنی اوایل اردیبهشت زیبایی ندارد.

سبحان الله

این جانوار زیبا در فصل بهار گلهای روی بدنش یعنی روی پوستش شکفته می شود اگر با کوه وطبیعت سرکار دارید که حتما هم دارید ورنه به این وبگاه نمی آمدید

و اگر شانس آورده باشید این جانوار زیبا را از نزدیک دیده باشید.

خوب متوجه می شوید من چه می گویم این گربه ناقلا بسیار هم حسود است یعنی خود پسند است!

یعنی در فصل شکوفه های بادام کوهی و درختان گلدار به بالای درختها می رود و شروع می کند به کندن گلها درخت بیچاره!

در کوهها ما پلنگ بسیار بود وقتی چوپانها از دست این عجوبه به ستوه میآمدند یک پلنگ گیر می ساختند چگونه؟

یک حفره تونل مانند را در دل تپه ها ایجاد می کردنند و بعد روی این تونل را با سنگ و خاک می پوشانند این تونل باید باریک باشد یعنی پلنگ نتواند دور بزند!

بعد از پس مانده شکار خودش یا یک لاشه حیوان استفاده می کردند.

و درون تونل قرار می دادند حالا کمین می زدند تا پلنگ بیچاره سر برسد و به مجرد ورود پلنگ به تله دهانه تونل را با خار و با سنگ از قبل آماده شده

می پوشانند و جناب پلنگ همانجا جان می داد.

هنوز هم آثار به جا مانده از این حفره ها وجود دارد که بعد ها در همین بخش برایتان تصویرش را می گذارم.

اما از چکاوک:

اگر دوست دارید یک چکاوک خوش صدا و زیبا را در قفس خانه داشته باشید فریب پرنده فروشی ها را نخورید!

اگر برایتان مقدور هست خودتان اقدام کنید در فصل تخم ریزی با یک دوربین به سوی محصولات گندم و جو بروید.

آن حوالی پرسه بزنید.

چکاوک نر

باید خیلی مواظب باشید لانه پرنده را بیابید پرنده تقریبا بین پنج تا شش تخم می گذارد اولین تخم شاه چکاوک است ولاغیر!

همان تخم اولی را نشانه گذاری کنید مواظب باشید پرنده شما را نبیند وگرنه لانه را با تخمهایش رها می کند!

این چکاوک مانند میش مرغ است میش مرغ هم اگر کسی به لانه اش نزدیک شد تخمها را به امان خدا رها می کند.

حالا بین چهارده تا هیجده روز منتظر بمانید تا اولین جوجه سر از تخم بیرون بیاورد با حوصله جوجه را نشانه گذاری کنید.

بگذارید دو تا سه روز در لانه بماند و بعد جوجه چکاوک مذبور را به خانه ببرید.

اگر از پرنده فروشی ها هم خریدید حتما نوع نر را بخرید چون ماده ها دهان نمی زنند.

تغذیه:

از مخلوطی گوشت چرخ کرده بدون چربی و کمی آرد و بعضی وقتها مخلوط با سبزیجات استفاده کنید.

جسور باشید از لقمه های بزرگ استفاده کنید البته نه کوچک و نه زیاد بزرگ که خفه بشود!

این بزرگ بودن غذا باعث می شود گلوی چکاوک بیشتر باز شده و بهتر و رسا تر بخواند حالا سعی کنید زمان اولین آوازهایش در میان

پرندگان خوش آواز مانند قناری و بلبل باشد به طرز عجیبی صدای همه را به حافظه می سپارد و بعدها خودش مانند قناری یا بلبل دهان میزند.

اگر حوصله به خرج دهید صدای انسان نیز تقلید می کند!

کبک:

برای گرفتن کبک باید از دامی استفاده کنید که از موی دم اسب ساخته شده باشد چون اگر نایلونی باشد با گرما و سرما و باد چروکیده می شود

و دام گذاری شما بیهوده است!

توضیحی لازم بود در انجمن یا نظرات بنویسید تا خدمتتان عرض کنم

ما را گیر منکرات نندازید :lol:

یا علی

Back to Top ↑